تبليغاتX
رهگذر

رهگذر

رهگذر

زندگی

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست .......

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 13:2  توسط سجاد  | 

سفر کردم

سفر کردم مثل اشک تو چشمات عاشقونه         خیال کردم که چشمات هنوزم مهربونه    

یه روز آروم نشستی رو بوم روزگارم                   ولی فردا که اومدم دیدم نیستی کنارم

خیال کردم نباشی دلم اروم نداره                        ولی دیدم حضورت رو غم هام غم می ذاره

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 0:59  توسط سجاد  | 

دليل

نور دليل تاريكي بود و سكوت، دليل خلوت. تنها عشق بي دليل بود كه تو، دليل آن شدي

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 14:2  توسط سجاد  | 

بین من و تو

بین من و تو دردی است به رنگ فاصله آرزویی است بنام دیدار بین من و تو عشقی است ماندگار بین من و تو راهی است دشوار عذابی است به رنگ انتظار بین من و تو نگاهی است به یادگار

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 1:1  توسط سجاد  | 

بازیچه

عشق بازیچه نیست نگاهی به اعماق وجود است و چه سرد و چه گرم همیشگی است و رهایی از آن نا ممکن

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 21:30  توسط سجاد  | 

رفتیم

تا که رفتیم همه یار شدند
خفته ایم و همه بیدار شدند
قدر آیینه بدانیم چو هست
نه در آن وقت که اقبال شکست

+ نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت 2:49  توسط سجاد  | 

تن مرد نامرد

تن مرد نامرد یکیست روزگاران بگذرد تا بدانی مرد کیست و...

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 15:7  توسط سجاد  | 

هست

هست آن نیست که هر لحظه کنارت باشم هست آن است که هر لحظه به یادت باشم...

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 13:26  توسط سجاد  | 

عشق

     عشق گم شده ام مي دانم همين جاست و توي
     عشق گم شده ات  بدان که در من است  و  تويي
از شعرهاي خودم
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 14:33  توسط سجاد  | 

تار‌و‌پود

تار‌و‌پود هستيم بر باد رفت،اما نرفت عاشقي‌ها از دلم،ديوانگي‌ها از سرم

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 4:57  توسط سجاد  | 

عشق چند بخشه

وقتي معلم پرسيد عشق چند بخشه؟ زود دستمو بالا بردم و گفتم يك بخشه ، اما از وقتي تو رو شناختم فهميدم عشق سه بخشه : اُتشه ديدن تو ...شوق با تو بودن ... و اندوه بي تو بودن .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 0:32  توسط سجاد  | 

هيچ نمي خواهم

من هيچ نمي خواهم... تنها صدايت را مي خواهم تا موسيقي سکوت لحظه هايم باشد نگاهت را مي خواهم تا روشني چشمهاي خسته ام باشد
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:1  توسط سجاد  | 

شکستن

هیچ کسی نمیتونه به دلش یاد بده که نشکنه،ولی حداقل من یادش دادم که وقتی شکست لبه ی تیزش دست اونارو که شکستنش نبره

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 16:50  توسط سجاد  | 

موج

                        من آن موجم كه آرامش ندارم...به آساني  سر سازش ندارم

                          هميشه در گريز و. در گذارم....نميمانم  به يكجا بيقرارم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 1:0  توسط سجاد  | 

عشق

عشق یعنی لایق مریم شدن ... عشق یعنی با خدا هم دم شدن

عشق یعنی جام لبریز از شراب ... عشق یعنی تشنگی یعنی سراب

عشق یعنی خواستن و له له زدن ... عشق یعنی سوختن و پر پر زدن

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 2:31  توسط سجاد  | 

وجودم

کاش می دانستم چیست

آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست

+ نوشته شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 22:14  توسط سجاد  | 

سال ۱۳۸۶

سال 1386

( سال ۱۳۸۶ بر همه مبارک )  سال خوبی داشته باشین

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 3:30  توسط سجاد  | 

عشق اي آخرين معشوق که براي رسوايي دنبال بهونه ام با بوسه اي آروم خوابم رو دزدي توشدي تعبير دل روياي شبونه ام من تو نگاه تو دنيامو مي بينم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 15:56  توسط سجاد  | 

بهترين مترجم كسي است كه سكوت ديگران را ترجمه كند .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 0:28  توسط سجاد  | 

زندگی

در جزئيات زندگي،جايي كه ساير مردم هرگز درنگ نمي‌كنند،شادماني را بيابيد

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 0:13  توسط سجاد  |